الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

583

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

مصر گرداند . ( جز اين كه در سخن 68 مىخوانيم كه « هاشم مرقال » اولى به حكومت بود اما نه اين كه محمد را مذمت كند ) و اگر قرار باشد مغلوبيت شكست كسى را مورد ايراد قرار دهيم بايد شكست « جعفر بن ابي طالب » و « زيد بن حارثة » و « عبد الله بن رواحه » در نبرد « موته » نيز ايراد بر پيامبر بگيريم در حالى كه اين سخن صحيح نيست . 4 - مىگويند امام ( ع ) سختگير بود لذا « عقيل » برادرش و « نجاشى » شاعر آن حضرت فرار كردند و به نزد معاويه رفتند و اين با سياست و تأليف قلوب رعيت نمىسازد . در پاسخ بايد توجه داشت : همهء كسانى كه به دنيا و زينتهاى آن علاقه‌مند هستند به زندگى اين جهان چشم دوخته و به معاويه و معاويه صفتان تمايل دارند زيرا او اموال بيت المال را به چنين كسانى مىبخشيد تا ياريش كنند اما شخصى همچون على ( ع ) كه حاضر نيست به « حسن » و « حسين » ( ع ) يك درهم بيش از حقشان بدهد هرگز چنين اشخاصى نمىتوانند با وى همكارى كنند . علاوه در مورد « عقيل » آنچه بعضى از راويان موثق و مورد اطمينان اتفاق نظر دارند اين است كه او پيش از شهادت امام بسوى معاويه نرفته است بلكه با اجازه آن حضرت در مدينه اقامت داشته است . و اما « نجاشى » چون در ماه « رمضان » شراب نوشيد امام حد شرب خمر را به اضافه بيست تازيانه ديگر بر او جارى فرمود . و در پاسخ اين كه اضافى چرا ؟ فرمود چون در ماه رمضان جرئت عصيان خدا را ورزيده‌اى ( و احترام ماه رمضان را هتك كرده‌اى ) لذا بود كه به سوى معاويه رفت بالاخره امام ( ع ) كسى نبود كه به خاطر دوستى كسى حدود الهى را تعطيل كند و اموال مسلمانان را بخاطر سياست و تأليف قلوب ضايع سازد . ( اقتباس از شرح ابن ابى الحديد ج 10 ص 212 به بعد )